تبليغاتX
احمقانه
دوشنبه چهارم آبان 1388

نداشتن نداشته ها سخته ...

ولی این

نداشتن داشته هام هست که داره منو ...



پنجشنبه یازدهم تیر 1388
آمديم نبود

بياييد كه شايد باشد ...!


یکشنبه سوم خرداد 1388
 

دیروز یکی از نشانه های بارز  ِ آخرالزمان را دیدم

و آن مرد ِ فروشنده ای بود که هوار می زد

بیایید یخ ِ سرد یخ ِ سرد !

جمعه بیست و یکم فروردین 1388
به دعوت دوست قدیمی گلم سعیده چنتا از قانونای زندگیم رو میگم ...

با اینکه زیادم قانونمند نیستم البته!

- هیچوقت سعی نکن بهترین باشی ... بدترین نبودن کافیه !

- هیچوقت سعی نکن خودت باشی ... اونی باش که باید باشی .

- تو زندگی یا حرکت کن و راه بیافت یا راحت بگی بشین سر جات ... بیخودی وول خوردن فایده ای نداره.

- هیچی نیست تو این دنیا که ارزش تجربه کردن رو نداشته باشه ... حداقل واسه یه بارم که شده !

این دنیا همه چیزش اوکی هست ... بیخودی به زمین و زمان گیر نده که مشکل از خودمونه .

...


جمعه نهم اسفند 1387

بیچاره آرزوها ...

چه قدر زود به گـــا میرن !!


پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
کاش یکی بود لااقل هر از چند وقت میومد بهم میگفت

بپا داری گند میزنی احمق جون !

کاش بود ...



جمعه بیست و دوم آذر 1387

میدونی ...

خیلی باید خوب بود که بدیهاتونو با خوبی جواب داد ...

که کثافت کاریاتونو ندید ...

که به گُه کاریهاتون لبخند زد !

خیلی باید خوب بود ...

هنوز اونقدرا خوب نشدم

ببخشید !!


جمعه سوم آبان 1387
خیلی وقته منتظر روزای بهترم ...

ولی نمیدونم چرا هنوزم

 دیروز بهتره !

 

شنبه پنجم مرداد 1387
امشب ...

ایران !

 

*دو ماه هیچی ننوشتنم حالی میده !!

 

شنبه چهارم خرداد 1387
زندگی خیلی خیلی زیباست ...

اون که زشته

توئی عزیزم !

تو !

 

شنبه هفدهم فروردین 1387
عاشقتم شعبده باز

عاشق ... !

 

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
تازه داشتم به ۸۶ عادت میکردم ...

مجال نمیده که این زمان لعنتی !

جمعه هفدهم اسفند 1386
ضربه به ضربه
قدم به قدم
ای مسافر
راهی وجود ندارد!
راه با رفتن ساخته میشود ...
 
-آنتونیو ماچادو-

پ.ن: دارم میرم !
شنبه چهارم اسفند 1386
حرفی که واسه گفتن ندارم ...

ولی یه بازی واسه کردن دارم ...

به دعوت dEnSe

من این ۵ نفر رو تو خیابون دیدم اگه راه بدن حتما بغل میکنم :

۱. این آقا تپله که این بغل واستاده

۲. سیگار و اسپرسو

۳. یانگوم

۴. پائولو کوئیلو

۵. امی لی

 

*اینا هم دعوت اگه افتخار بدن :

مردی که خیالش راحت بود - سعیده - یه دوست  - دردواره - هانی  - اُپیوم