تبليغاتX
احمقانه
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
هر چی میگردم

تو این کلاه

چیزی پیدا نمیکنم...

گمون کنم اگه یه چند روز خفه خون بگیرم

بد نباشه !

یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386
بعضی وقتا

آدما

باید بفهمن چقدر کوچیک هستن...

زیادی خودتو جدی گرفتی گل پسر !

 

*پ.ن: جیگرمو خون کردی...امیدوارم ارزشش رو داشته باشی .

پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
آینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم .

رو درخت با نوکِ خنجر "زنده باد درخت" نوشتیم .

.

.

پس کدوم گوری هستن این آینه ها ؟؟

 

سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
یه جا وسطِ کویر

یه پتو

یه بالشت

یه لیوان آب یخ

یه بسته قرص خواب !

اوووووففففف......

 

پ.ن: پیژامه هم نخواستیم...حالا باز بیا بگو این یارو پر توقعه !

دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
خودت میبافی

خودتم میپوشی...؟!

دِ نشد رفیق !

 

جمعه هجدهم آبان 1386
مطمئنا

اینکه تو یه گوسالۀ زبون نفهمی

از سری مشکلاتِ من نیست

میفهمی که...؟!!!

 

پنجشنبه هفدهم آبان 1386
دلم لَک زده واسه یک روز

فقط

یک روز زندگی !

 

دوشنبه چهاردهم آبان 1386
خیلی

چندش آوری

اینو میدونستی؟

 

*پ.ن:  مُد شده نظرات رو غیر فعال کنن....ما هم گفتیم از قافله عقب نیوفتیم!

شنبه دوازدهم آبان 1386
وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم....

.

.

ای بابا...این آدما هم دلشون شاده

خیال کردن دنیا با این عظمت وا میسته که آقایون رو پیاده کنه...

نه عزیزم !

از این خبرا نیستش....خیلی ناراحتی خودتو بنداز بیرون!

کسی واسه منو تو ترمز که نمیکنه هیچ...گازشو هم میده میره!!

پنجشنبه دهم آبان 1386
در مجموع

همه بد هستن

مگر که خلافش رو ثابت کنی...

 

چهارشنبه نهم آبان 1386
سنگ صبور میخوام...

یعنی هیشکی نیست؟!

 

پ.ن: تو که هنوز بالا منبری پسر..!

یکشنبه ششم آبان 1386
هنوز مزه زبونت زیر زبونمه.....

چقدر تلخ بود...

جمعه چهارم آبان 1386
میره بالا ساختمون

تالاپ !!!

وقتی خودشو میندازه پایین پشیمون نیست...

وقتی مغزش از تو دهنش میپاشه بیرون هم پشیمون نیست !

حماقت کرد...ولی احمق نبود...

حالا تو باز برو بالا منبر هِی فلسفه بباف...

هِی بباف هِی بباف...

سه شنبه یکم آبان 1386
یادت هست تا کجاها میخواستیم بریم؟

حیف که قایقمون کاغذی بود!