تبليغاتX
احمقانه
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
و بین این

شبهای احمقانه

فقط جای یلدا خالی بود

که انگار ایشون هم داره میاد...

 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386

یک روز

برای دیروز

یک روز

برای فردا

.

الکی که نمیگن دو روزه زندگی (؟!)

 

جمعه بیست و سوم آذر 1386
تالاپ...

خودمو انداختم تو رودخونه...

خوابیدم رو آب 

 دارم حالشو میبرم

اینکه کدوم قبرستونی دارم میرم مهم نیست

مهم اینه که دارم میرم !

حالا آخرش میخواد

آبشار باشه

دریا باشه

باتلاق باشه

الکی که نمیگن خدا کریمه (؟!)

 

 

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
جُفتک که میندازی

پشتِ سرتو هم یه نگاه بنداز...

من بودم

الاغ !

 

سه شنبه بیستم آذر 1386
یه احمق هیچوقت زمین نمیخوره

حتی اگه زمین بخوره .

دنیایی داره این حماقت... 

 

یکشنبه هجدهم آذر 1386
این زندگی

آش کشکه خالَته عزیزم

بخوری پاته

نخوری پاته

پس تا میتونی بخور...

چون گمون نمیکنم باز از این آشها گیرت بیاد !

 

شنبه هفدهم آذر 1386
ایرانی زندگی میکنم

ایرانی میمیرم

وقته جنگ اسلحه تو دست میگیرم

.

اینجوری نگام نکن !

 

پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
...و امروز

بدبخت تر از دیروز

خوشبخت تر از فردا !

چهارشنبه چهاردهم آذر 1386
بیچاره من

بیچاره تو

بیچاره خدا

انگار نه انگار زُل زده بهمون

کله هامونو انداختیم پایین

چهار نعل داریم میریم .

دوشنبه دوازدهم آذر 1386
همه خوبن

همه گلن

اونکه بده فقط منم

فقط من!

 

جمعه نهم آذر 1386
یا تُفم کن

یا قورتم بده

همینجوری تو دهنت نگهم داشتی که چی ؟!

پنجشنبه هشتم آذر 1386
بازم صبح...

باز همون دنیای احمقانه

همون لبخندهای احمقانه

همون عشق های احمقانه

هییییی...شیطونه میگه بیدار نشو

راحت بگیر بخواب !

 

سه شنبه ششم آذر 1386
بازی کردی

باختی !

بشین کنار

بذار بقیه بازیشونو بکنن .

بیخودی بازی بقیه رو هم نزن خراب کن !

 

یکشنبه چهارم آذر 1386
گفتم خرابتم...

ولی نگفتم

تالاپی...خراب شو تو زندگیم

گفتم ؟!

 

جمعه دوم آذر 1386
فعلا

اولویت با زنده موندنه .

زندگی کردن رو بذار واسه بعد عزیزم !

 

پ.ن : خفه خون گرفتنم بهم نیومده....