احمقانه
شبهای احمقانه فقط جای یلدا خالی بود که انگار ایشون هم داره میاد... یک روز واسه دیروز یک روز واسه فردا . الکی که نمیگن دو روزه زندگی (؟!) خودمو انداختم تو رودخونه... خوابیدم رو آب دارم حالشو میبرم اینکه کدوم قبرستونی دارم میرم مهم نیست مهم اینه که دارم میرم ! حالا آخرش میخواد آبشار باشه دریا باشه باتلاق باشه الکی که نمیگن خدا کریمه (؟!) پشتِ سرتو هم یه نگاه بنداز... من بودم الاغ ! حتی اگه زمین بخوره . دنیایی داره این حماقت... آش کشکه خالَته عزیزم بخوری پاته نخوری پاته پس تا میتونی بخور... چون گمون نمیکنم باز از این آشها گیرت بیاد ! ایرانی میمیرم وقته جنگ اسلحه تو دست میگیرم . اینجوری نگام نکن ! بیچاره تو بیچاره خدا انگار نه انگار زُل زده بهمون کله هامونو انداختیم پایین چهار نعل داریم میریم . باز همون دنیای احمقانه همون لبخندهای احمقانه همون عشق های احمقانه هییییی...شیطونه میگه بیدار نشو راحت بگیر بخواب ! باختی ! بشین کنار بذار بقیه بازیشونو بکنن . بیخودی بازی بقیه رو هم نزن خراب کن !
