تبليغاتX
احمقانه
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
خیلی دوست دارم بدونم کدوم احمقی گفت

خواستن توانستن است...!

هنوز نفهمیدم رابطه ی این

دو عزیز در کجاست ؟؟

من یکی که خیلی خواستم

ولی هیچوقت نتوانستم !

 

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
بدجوری داری میچرخی روزگار ...

جونِ من یواش تر

سرم داره گیج میره .

.

کاش میشد یه جا بزنی کنار

من پیاده شم یه هوایی بخورم ... بعد دوباره سوار شم

ولی من میدونم گازشو میدی میری

دیگه هم سوار نمیکنی  !

 

یکشنبه بیست و سوم دی 1386
مرگ ...

آخرشم نفهمیدم

کجای این لعنتی حقّه ؟!

حق هم باشه

حق من یکی که نیست .

خدا جون ...

یه وقت به سرت نزنه منو ورداری ببری

من هنوز خیلی کار دارم !

خودت که بهتر میدونی ...

 

چهارشنبه نوزدهم دی 1386
تُفم کردی....قبول

دیگه چرا لِهم کردی ؟!

 

سه شنبه هجدهم دی 1386
خدایا

دیروز رو بیخیال شدم ... 

فردا هم پیش کش خودت

امروزمو بده من برم پی کارم

بدجوری لازمش دارم خدا

بدجوری...

 

شنبه پانزدهم دی 1386
زندگی همینجوری هم

کردنش سخت هست

توئه لعنتی دیگه سخت ترش نکن !

 

چهارشنبه دوازدهم دی 1386
نمیدونم چرا

این روزا

دست تو هر کاسه ای که میکنم

بدبختی مچمو میگیره...

.

جریان چیه خدا ؟

اگه خبری هست به ما هم بگو....

 

دوشنبه دهم دی 1386

این روزا

اصلا حال نمیکنم...

نه با خودم

نه با خُدام

دلم میخواد بشینم

باهوشون حساب کتابمو بکنم

ببینم اصلا حرف حسابشون چیه...مخصوصا این خداهه .

ولی حیف که پیداشون نمیکنم !

حیف...

جمعه هفتم دی 1386
میگن برو

عقب میوفتی

اونقدر می رم عقب که

تالاپ...

دِ بازم که افتادم لعنتیا

 

سه شنبه چهارم دی 1386
بیچاره حقیقت...

هیشکی دوسش نداره .

 

یکشنبه دوم دی 1386
...امروز

یه دوست خوب مُرد !

به همین سادگی

به همین بد مزگی !