ولی یه بازی واسه کردن دارم ...
به دعوت dEnSe
من این ۵ نفر رو تو خیابون دیدم اگه راه بدن حتما بغل میکنم :
۱. این آقا تپله که این بغل واستاده
۳. یانگوم
۴. پائولو کوئیلو
۵. امی لی
*اینا هم دعوت اگه افتخار بدن :
مردی که خیالش راحت بود - سعیده - یه دوست - دردواره - هانی - اُپیوم
ولی یه حسی تو وجودم
داره بهم میگه
خفه شو ...
.
خب منم میشم !
زمان همه چیزو درست میکنه
درست که نکرد هیچ
بد تر داره میگذره و گند میزنه به همه چیز
به من
به تو
به اینجا
به دنیا
ولی غصه نخور ...
میگن خدا کریمه ... یه کاریش میکنه برامون !!
خواستن توانستن است...!
هنوز نفهمیدم رابطه ی این
دو عزیز در کجاست ؟؟
من یکی که خیلی خواستم
ولی هیچوقت نتوانستم !
جونِ من یواش تر
سرم داره گیج میره .
.
کاش میشد یه جا بزنی کنار
من پیاده شم یه هوایی بخورم ... بعد دوباره سوار شم
ولی من میدونم گازشو میدی میری
دیگه هم سوار نمیکنی !
آخرشم نفهمیدم
کجای این لعنتی حقّه ؟!
حق هم باشه
حق من یکی که نیست .
خدا جون ...
یه وقت به سرت نزنه منو ورداری ببری
من هنوز خیلی کار دارم !
خودت که بهتر میدونی ...
دیروز رو بیخیال شدم ...
فردا هم پیش کش خودت
امروزمو بده من برم پی کارم
بدجوری لازمش دارم خدا
بدجوری...
این روزا
دست تو هر کاسه ای که میکنم
بدبختی مچمو میگیره...
.
جریان چیه خدا ؟
اگه خبری هست به ما هم بگو....
این
روزااصلا حال نمیکنم...
نه با خودم
نه با خُدام
دلم میخواد بشینم
باهوشون حساب کتابمو بکنم
ببینم اصلا حرف حسابشون چیه...مخصوصا این خداهه
.ولی حیف که پیداشون نمیکنم
!حیف
...شبهای احمقانه
فقط جای یلدا خالی بود
که انگار ایشون هم داره میاد...
خودمو انداختم تو رودخونه...
خوابیدم رو آب
دارم حالشو میبرم
اینکه کدوم قبرستونی دارم میرم مهم نیست
مهم اینه که دارم میرم !
حالا آخرش میخواد
آبشار باشه
دریا باشه
باتلاق باشه
الکی که نمیگن خدا کریمه (؟!)
آش کشکه خالَته عزیزم
بخوری پاته
نخوری پاته
پس تا میتونی بخور...
چون گمون نمیکنم باز از این آشها گیرت بیاد !
ایرانی میمیرم
وقته جنگ اسلحه تو دست میگیرم
.
اینجوری نگام نکن !
بیچاره تو
بیچاره خدا
انگار نه انگار زُل زده بهمون
کله هامونو انداختیم پایین
چهار نعل داریم میریم .
باز همون دنیای احمقانه
همون لبخندهای احمقانه
همون عشق های احمقانه
هییییی...شیطونه میگه بیدار نشو
راحت بگیر بخواب !
باختی !
بشین کنار
بذار بقیه بازیشونو بکنن .
بیخودی بازی بقیه رو هم نزن خراب کن !
اولویت با زنده موندنه .
زندگی کردن رو بذار واسه بعد عزیزم !
پ.ن : خفه خون گرفتنم بهم نیومده....
تو این کلاه
چیزی پیدا نمیکنم...
گمون کنم اگه یه چند روز خفه خون بگیرم
بد نباشه !
آدما
باید بفهمن چقدر کوچیک هستن...
زیادی خودتو جدی گرفتی گل پسر !
*پ.ن: جیگرمو خون کردی...امیدوارم ارزشش رو داشته باشی .
رو درخت با نوکِ خنجر "زنده باد درخت" نوشتیم .
.
.
پس کدوم گوری هستن این آینه ها ؟؟
یه پتو
یه بالشت
یه لیوان آب یخ
یه بسته قرص خواب !
اوووووففففف......
پ.ن: پیژامه هم نخواستیم...حالا باز بیا بگو این یارو پر توقعه !
چندش آوری
اینو میدونستی؟
*پ.ن: مُد شده نظرات رو غیر فعال کنن....ما هم گفتیم از قافله عقب نیوفتیم!
.
.
ای بابا...این آدما هم دلشون شاده
خیال کردن دنیا با این عظمت وا میسته که آقایون رو پیاده کنه...
نه عزیزم !
از این خبرا نیستش....خیلی ناراحتی خودتو بنداز بیرون!
کسی واسه منو تو ترمز که نمیکنه هیچ...گازشو هم میده میره!!
تالاپ !!!
وقتی خودشو میندازه پایین پشیمون نیست...
وقتی مغزش از تو دهنش میپاشه بیرون هم پشیمون نیست !
حماقت کرد...ولی احمق نبود...
حالا تو باز برو بالا منبر هِی فلسفه بباف...
هِی بباف هِی بباف...